۱۳۸۸ دی ۱۰, پنجشنبه

465 - جـِـدخی

یکی از بدترین اتفاقا واسه یه آدم وقتیه که مجبور بشه همچین چیزی بگه: "چرا می‌خندی؟ جدی گفتم" و باز یکی از بدترین اتفاقا واسه یه آدم وقتیه که همچین چیزی بهش بگن: "چرا نمی‌خندی؟ شوخی کردم"

۱۳۸۸ دی ۹, چهارشنبه

464 - اخبار اختشاشات و بیگانگی از طبیعت

فرمانده‌ی نیـروی انـتظـامی اعلام کرد یکی از اجساد کشف شده در روز عاشورا به مرگ طبیعی مرده است.* وی ادامه داد: انسان موجودی جدا از طبیعت نیست بلکه جزئی از طبیعت است بنابراین وقتی یک انسان، انسان دیگر را بکشد، می‌توان گفت مقتول به مرگ طبیعی کشته شده است

۱۳۸۸ دی ۷, دوشنبه

۱۳۸۸ دی ۵, شنبه

۱۳۸۸ دی ۳, پنجشنبه

461 - دستاوردهای اجتماعی

شنیده‌ها حاکی از آن است که در صحبت‌های دانشجویان عبارت "مقاله‌ی آخر ژیژک رو خوندی؟" جایگزین جمله‌ی "می‌شه جزوتون رو بگیرم؟" شده است

۱۳۸۸ آذر ۳۰, دوشنبه

۱۳۸۸ آذر ۲۹, یکشنبه

458 - شاخه‌ی طوبی

روزی اسکلی نزد شیخی رفت. ملازمان نهیب دادند که یا شیخ! سخنش در گوش مگیرید که مردک اسکل است. شیخ برآشفته فرمود: اسکل پدرتان است. فی‌الحال، مریدان نعره‌زنان جامه‌ها دریدند و بی‌خشونت با چوب در پی شیخ افتادند و سرش در ابریق* عبرت فرو کردند
بیت
نیست شـیخی که بود در بر ما، هـمدم ما
ناصــح و مرشــد و واعـظ نشـود مـحرم ما
شــیــخــک خنـگ ندانـد که شـود آخـر کار
خشتکش بر سر هر کوی و گذر پرچــم ما

* ماتحت شور

۱۳۸۸ آذر ۲۵, چهارشنبه

456 - تنوع‌های ما

وایتکس با اسانس پرتقال
شکلات با طعم موز
صابون با اسانس عسل
کـ.ـا‌نـ.ـد‌و‌م با طعم انار
کرم با اسانس خیار
ماست با طعم هلو
تنباکو با اسانس نعنا
چیپس با طعم پیتزا
سیاست با اسانس خـدا
[...]

۱۳۸۸ آذر ۲۳, دوشنبه

۱۳۸۸ آذر ۲۲, یکشنبه

454 - برزخ کلمات

همیشه یه حالت بدتر هم هست

[ظاهرا هیچ وقت نمی‌شه فهمید این جمله امیدوارانه‌اس یا مأیوسانه]

۱۳۸۸ آذر ۲۰, جمعه

453 - اولویت مانکن‌ شدن بر دموکراسی

جدیدترین پژوهش‌ها نشان می‌دهد در سال 88، میانگین وزن مردم ایران به سبب گسترش ورزش دو میدانی، پنج کیلوگرم کاهش یافته است

۱۳۸۸ آذر ۱۷, سه‌شنبه

451 - نو-محافظه‌کار

بعد از آخرین باری که دلشو زد به دریا، تصمیم گرفت دیگه دل به کاسه‌ی آب توالت فرنگی هم نزنه

450 - تست تروریسم

یه روزی رو فرض کنین مثه 11 سپتامبر: یه هواپیما با 300 تا مسافر داره می‌خوره به یه برج که 2000 نفر توشن. از بین یه جمع یکیشون می‌خواد هواپیما رو قبل خوردن به برج منفجر کنه و 300 تا سرنشینش رو فرت بکشه چون می‌گه جلوی مردن این 300 نفر رو که نمی‌شه گرفت پس دست کم اون 2000 تا رو نجات بدیم ولی بقیه می‌گن ارزش جون آدما که با عدد و رقم اندازه‌گیری نمی‌شه و اینجا ملاکی برای ترجیح نداریم پس نباید کاری بکنیم چون تو همچین موقعیتی همه‌ی تصمیمای ما به یه اندازه ناعادلانه‌اس. بالاخره کشتن آدمای بی‌گناه مجازه یا نه؟

۱۳۸۸ آذر ۱۵, یکشنبه

449 - 261مین روز سال

شانزدهم آذرماه، روز دانشجو بر شما عوامل خودفروخته، دشمنان تابلودار اسلام، بیگانه پرستان، روشنفکرنماها، مبلغان علیه نظام، جاسوسان بالقوه و بالفعل، متجازوان به عنف، اغتشاشگران، غرب‌زده‌ها، دست‌نشانده‌های بنیاد سوروس، انقلابیون مخملی، ناآگاهان فریب‌خورده، طرفداران ولنگاری، خرده بورژواهای بی‌درد، اقدام‌کنندگان علیه امنیت ملی، برهم‌زنندگان سلامت روانی جامعه، بدحجابان، هواداران اخـتلاط جـنـسیتی، آشوبگران، اخلال‌گران در نظم عمومی، پایمال‌کنندگان خون شهدا، تضعیف‌گران نهاد روحانیت، معاندان وحدت حوزه و دانشگاه، دشمنان ارزش‌های انقلاب، ایادی صهیونیسم، بی‌دینان، ناشران اکاذیب، کاذبان اباطیل، باطلان تواشیع و تمامی دوستانی که تا این لحظه همراهمان بوده‌اند را به خدای بزرگ می‌سپاریم

پ‌ن: روز دانشجو مبارک مرتبط

448 - مجاز علیه واقعیت

حالا هی بگین اینترنت افسردگی و کوفت و زهرمار میاره اما هر چی باشه خوب گند زد به این قاعده‌ی قدیمی که «تاریخ را قوم غالب می‌نویسد»

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

446 - All Rights Reversed

یارو ورداشته نرم‌افزارو کـرک کرده گذاشته واسه دانلود، زیرش هم گفته «قیمت در سایت سازنده 520 دلار!» بعد زیر همه‌ی اینا نوشته «کپی برداری از این مطلب غیرمجاز و حقوق آن متعلق به سایت فلان.آی‌آر است»

۱۳۸۸ آذر ۱۱, چهارشنبه

445 - Wer Schmetterlinge Lachen Hort

- پدرام، پدرام
- چته؟
- بیدار شو، بیدار شو
- من که دارم راه میرم، خواب نیستم
- نه، چیزه، بیدار شو
- بچه سگ وسط اتوبان رو پل هواییم، خواب چیه!؟
- آخه دیشب خواب دیدم یه پروانه‌ام، گفتم نکنه الان یه پروانه داره خواب می‌بینه که منه
- اَاَاَ...چقد پیچیده شدی تو جدیدن
- آره، کتاب «قورباغه‌ی خود باشید»و خریدم اون روزی

۱۳۸۸ آذر ۱۰, سه‌شنبه

444 - عشق‌های میکروسکوپی

معشوقش چشم‌های زیبایی داشت
نه، نه
زیبا اصلا کلمه‌ی خوبی نبود؛
جادویی بودند انگار
چشم‌های معشوق را
زیر میکروسکوپ گذاشت
و به دقت نگاهشان کرد
بافت قرنیه و عنبیه و رگ‌های خونی را که دید
چندشش شد
و بی‌زار شد از هر چه چشم جادویی و مسلح