سه‌شنبه ۲۱ فوریهٔ ۲۰۱۲

822 - دوستی و دوری

بعضی آدم‌ها به این درد می‌خورند که دل‌تان برای‌شان تنگ شود، و البته به درد دیگری نمی‌خورند

یکشنبه ۱۹ فوریهٔ ۲۰۱۲

821 - کشش و فشار

یکی از دوراهی‌های زندگی وقتی‌ است که نمی‌دانید در شیشه‌ای مقابل‌تان را باید «بکشید» یا «فشار دهید»

جمعه ۱۷ فوریهٔ ۲۰۱۲

820 - دیالکتیک چربی

اگر مدتی گرسنگی بکشی، کم‌کم از همه‌ی غذاها خوشت می‌آید. دیگر هر چیزی را جلویت بگذارند، با ولع می‌خوری. خلاصه که اگر گرسنگی بکشی، چاق می‌شوی

دوشنبه ۱۳ فوریهٔ ۲۰۱۲

818 - کابل‌ها و لنگرها

ایران جایی است که در آن، «سرعت اینترنتت چطوره؟» بخشی از احوالپرسی روزمره است

چهارشنبه ۸ فوریهٔ ۲۰۱۲

815 - محض اطلاع

«یه جوری بگیر که صورتم خیلی معلوم نشه»

پ‌ن: این ایده واسه عکس پروفایل دیگه خیلی بی‌مزه شده

دوشنبه ۶ فوریهٔ ۲۰۱۲

814 - استیو جابز و راز موفقیت چینی

اپل و استیو جایز را می‌شناسید؟ سونی و پاناسونیک و نوکیا و مایکروسافت و سامسونگ را چطور؟ خوب است درباره‌ی این دوستان چیزهایی بدانیم. در شهر شن‌زن* در جنوب چین، کارخانه‌ای هست به نام فاکس‌کان*. اغلب دستگاه‌های الکترونیک ما را همین کارخانه می‌سازد. چندان بی‌راه نیست اگر هر جا دیدید Made In China، برش دارید و بنویسید Made In Foxconn. حدود یک میلیون نفر در استخدام این شرکت‌اند
برگردیم به دوستان عزیزمان که برای ما بعضی‌هاشان، مثل جناب جابز، سمبل موفقیت و پیشرفت‌اند. اپل شاید پرسودترین شرکت تمام تاریخ باشد و خوب است که راز موفقیتش را بدانیم:
محصولات اپل در فاکس‌کان ساخته می‌شود، آن هم با دست. چرا؟ چون خرج کارگر از ماشین کمتر است. ساعت کاری در فاکس‌کان، روزی ۱۲ است و وقتی زمان رونمایی یک محصول جدید اپل می‌رسد، ساعت کار تا ۱۶ ساعت افزایش می‌یابد. این حتی خلاف قوانین کار در چین است اما خب اپل به راحتی قوانین کار را دور می‌زند. تازه در فاکس‌کان، خودکشی کارگران هم چیز عجیبی نیست؛ اصلا بیرون خوابگاه کارگران، تورهایی تعبیه شده که وقتی کارگری خود را از بالای ساختمان پایین انداخت، در آن تور گیر کند و جانش «نجات» یابد. این کارخانه لقب «اردوگاه کار» گرفته است. ولی به هر حال، مدیر اجرایی اپل درست گفته بود که «فعلا، برای مشتری، آی‌فون جدید مهم‌تر است تا اوضاع کاری در چین»*

پ‌ن۱: در همین باره، در نیویورک نمایشی روی صحنه رفته با نام «رنج‌ها و خوشی‌های استیو جابز». گزارشش را اینجا بخوانید. در یوتیوب هم پیدایش می‌کنید
پ‌ن۲: در مقایسه با پست قبل، این نوشته تودهنی به خودم بود

بعد از تحریر: این هم ترجمه‌ی مطلبی است که بعد از مرگ استیو جابز، در روزنامه‌ی گاردین منتشر شد

جمعه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۲

813 - طبایع مصنوعی

انسان و مصنوعات انسانی جزئی از طبیعت اند اما در اینجا، فعلا، «طبیعی» را در برابر «مصنوعی» به کار می‌برم؛ البته «مصنوعی» نه به معنی منفی که صرفا به معنی «مصنوع انسان». همیشه چیزهای «مصنوعی» را به «طبیعی» ترجیح داده ام. به جای گشت و گذار در دل طبیعت و گوش دادن به صدایش، ترجیح می‌دهم سوار ماشین، دور شهر بچرخم و موسیقی گوش کنم؛ به جای کشف دریاچه‌ای دورافتاده و محصور در دل جنگل‌ها و کوه‌های بکر، ترجیح می‌دهم شهرها و تمدن‌های دیگر را کشف کنم. هنگام طبیعت‌گردی و پیدا کردن جاهای «بکر»، همیشه این احساس و هیجان هست که «تا به حال، پای کمتر انسانی به اینجا رسیده». برای من، این حس بیشتر ناخوشایند است تا خوشایند. شاید گمان کنید سبب این‌که مصنوعات انسانی را به پدیده‌های «طبیعی» ترجیح می‌دهم، این است که انسان‌ها را دوست دارم. اما نه، برعکس، ترجیح می‌دهم در شهر، با آدم‌ها کمترین مواجهه را داشته باشم. حوصله‌ی تعصب‌هاشان را ندارم. حالا شاید خود این حرف‌ها محصول زندگی شهری است و اگر جایی غیر از شهر بزرگ می‌شدم، طور دیگری از آب درمی‌آمدم. ولی خب، حالا که این طور نشده است. شاید متهم شوم به این‌که اسیر شهری‌نشینیِ خودخواهانه و بزدلانه و لوس هستم و نیز، گرفتار نفرتم، نفرت از همنوعان. البته تلاش خواهم کرد بی آن‌که مغرور شوم یا دیگران را خوار بدارم، این «اتهام»ها را بپذیرم

یکشنبه ۲۹ ژانویهٔ ۲۰۱۲

812 - رفاقت و ترافیک

غیر از پول و رفتار و ظاهر و باطن، یکی از عوامل موثر در روابط اجتماعی «خوش‌مسیر» بودن است

پنجشنبه ۲۶ ژانویهٔ ۲۰۱۲

811 - محدودیت منابع و اسطوره‌ی تلاش

محدودیت آب، محدودیت انرژی، محدودیت ثروت، محدودیت رفاه و همه‌ی محدودیت‌های جسمی و ذهنی و طبیعی و مصنوعی: آدم‌ها تصوری از «محدودیت‌ها» ندارند. خیال می‌کنند از هر چیز آنقدر هست که همه، اگر «تلاش» کنند، از آن بهرمند می‌شوند. مبنای تصور احمقانه‌ی «خواستن توانستن است»، همین است

چهارشنبه ۲۵ ژانویهٔ ۲۰۱۲

810 - ابی و وزارت نیرو

هرگز نشه فراموش
فانوسکای خاموش



پ‌ن: اینو کجا خوندم؟ یادم نیست. بگید

بعد از تحریر: آها، به اتفاق نوشته بود. مرسی

سه‌شنبه ۲۴ ژانویهٔ ۲۰۱۲

809 - رئالیسم افراطی و رد هم‌ذات‌پنداری

شخصیت‌های این فیلم واقعی هستند و هرگونه شباهت‌شان با شخصیت‌های خیالی شما تصادفی است

دوشنبه ۲۳ ژانویهٔ ۲۰۱۲

808 - دلار ایرانی

وی افزود: بنا داریم که با تبدیل واحد پول ملی به دلار، ارزش دلار را پایین بیاوریم و از این طریق، ریال را تقویت کنیم!

شنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۱۲

یکشنبه ۱۵ ژانویهٔ ۲۰۱۲

805 - ترجمه‌ناپذیری

مبانی «هویت‌ساز» هر زبان بخش‌های «ترجمه‌ناپذیر» آن زبان است؛ مثلا، در زبان فارسی، عبارات «پت و پهن»، «پک و پوز»، «زر و پر»، «شر و ور»، «کت و کلفت»، «زلم زیمبو»، «دنگ و فنگ»، «انتر منتر» و «چپل چلاق» این وظیفه را عهده‌دار هستند

پنجشنبه ۱۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲

804 - حقوق خونخواران

اگر از طرفداران حقوق حیوانات هستید، وقتی مسافرت می‌روید، همه‌ی پشه‌ها را از خانه بیرون کنید؛ اگر خانه نباشید، همه‌شان از گرسنگی می‌میرند

سه‌شنبه ۱۰ ژانویهٔ ۲۰۱۲

803 - تحریم چیست؟ برای کیست؟

۱. تحریم‌های ایران هر روز سنگین و سنگین‌تر می‌شوند. می‌گویند این تحریم‌ها متوجه دولت است و تاثیر منفی تحریم‌ها بر مردم، «نتیجه‌ی ناخواسته‌» است
۲. عراق از ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۳، یعنی هنگام حمله‌ی آمریکا، در تحریم بود، همان تحریم معروف «نفت در برابر غذا». آن وقت‌ها، خبرنگار سی‌بی‌اس از مادلین آلبرایت، وزیر خارجه وقت آمریکا، پرسید: «۵۰۰ هزار کودک عراقی مرده اند که از تعداد قربانیان هیروشیما هم بیشتر است. آیا ارزشش را داشت؟». آلبرایت گفت: «تصمیم سختی بود اما ارزشش را داشت» لینک ویدئو
۳. مهم نیست موافق تحریم باشید یا نباشید، فقط تاریخچه‌ی تحریم‌ها را بخوانید و ببینید آیا حکومتی بوده که در اثر تحریم ساقط شده باشد. خلاصه بدانید تحریم چیست و برای کیست. بعد اگر موافق تحریم بودید، مثل مادلین آلبرایت، بایستید و محکم بگویید: «ارزشش را داشت»


حوصله کردید، این را هم بخوانید

یکشنبه ۸ ژانویهٔ ۲۰۱۲

802 - فارگلیسی‌زبانان

اغلب آدم‌هایی که فکر می‌کنند کارشان مهم است یا می‌خواهند نشان دهند که کارشان مهم است، به دفتر کارشان می‌گویند: «آفیس»

پنجشنبه ۵ ژانویهٔ ۲۰۱۲

801 - مسئله‌ی تصمیم

«تصمیم» تا وقتی گرفته نشود، هنوز محقق نشده و «وجود» ندارد. از درستی یا نادرستی‌ چیزی که وجود ندارد، نمی‌شود مطمئن بود

دوشنبه ۲ ژانویهٔ ۲۰۱۲

800 - ابهام واضح و وضوح مبهم

«چندش» یکی از مبهم‌ترین و همین‌طور واضح‌ترین کلمات زبان فارسی‌ست. به عبارت دیگر، «چندش» به صورتی کاملا واضح، به یکی از مبهم‌ترین احساس‌های انسان اشاره می‌کند

شنبه ۳۱ دسامبر ۲۰۱۱

799 - عصر بی‌ارتباطات

الف. امروز آخرین روز سال ۲۰۱۱ است
ب. سال ۲۰۱۱ از پرحادثه‌ترین سال‌هایی بود که تاکنون دیده ایم (از اتفاقات امسال باخبرید، نه؟)
ج. گوگل هر سال فهرست واژه‌هایی را منتشر می‌کند که بیشتر از همه جستجو شده اند. گوگل نام این فهرست را گذاشته: «روح زمانه»*؛ این آمار چیزی شبیه به مطالعه‌ای میدانی‌ست و «تا حدودی» می‌شود فهمید که مهم‌ترین دغدغه‌های «طبقه‌ی متوسط و طبقه‌ی متمول جهان» (اگر چنین اصطلاحاتی مجاز باشد)، چیست. و البته نتایج سال ۲۰۱۱، مثل همیشه، تأمل‌انگیز بود:
۱. Rebecca Black: خواننده‌ی پاپ
۲. +Google
۳. Ryan Dunn: از بازیگران مجموعه‌ی «کله خر» در ام‌تی‌وی که در تصادف کشته شد
۴. Casey Anthony: زنی که به اتهام قتل فرزندش محاکمه و تبرئه شد
۵. Battlefield 3: بازی
۶. iPhone5
۷. Adele: خواننده‌ی پاپ
۸. Fukushima: زلزله‌ی ژاپن
۹. Steve Jobs
۱۰. iPad2
البته گوگل فهرست‌های موضوعی مختلفی درباره‌ی پرجستجوترین واژه‌ها دارد ولی اغلب آن واژه‌ها هم از جنس واژه‌های بالا هستند، نتایج موتورهای جستجوی یاهو و بینگ هم همین طور.

پ‌ن: با ظهور اینترنت، گفتند که عصر انقلاب ارتباطات شروع شده است. اما انگار «عصر انقلاب بی‌ارتباطات» نام برازنده‌تری‌ست

سه‌شنبه ۲۷ دسامبر ۲۰۱۱