کتابخوانها همه از اهالی ترجمهاند، چون کسی نیست که کتاب بخواند و کتاب ترجمهشده نخوانده باشد. سیام سپتامبر، هشتم مهر، روز جهانی ترجمه بر اهالیاش مبارک باد
نمایش پستها با برچسب ترجمه، ویرایش، زبان. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب ترجمه، ویرایش، زبان. نمایش همه پستها
۱۳۹۳ مهر ۸, سهشنبه
۱۳۹۳ اردیبهشت ۱۰, چهارشنبه
۱۳۹۲ مهر ۲۳, سهشنبه
۹۹۱. شوکدرمانی زبانی
ظاهراً فروشندگان و دلالان عزیز به این نتیجه رسیدهاند که تنها راه عادیسازی تورم، افزایش استفاده از «فقط» قبل از قیمتهاست:
گوشت گوسفند فقط ۵۰۰۰۰۰ تومان
آیفون ۵اس فقط ۴۰۰۰۰۰۰۰ تومان
پورشه پانامرا فقط ۶۵۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومان
۱۳۹۲ شهریور ۱۸, دوشنبه
۹۸۸. رفیق، «های غیرملفوظ» ترس ندارد
ماجرا از آنجا شروع شد که بالاخره به صرافت افتادم پولهایم را روی هم بگذارم و یکی از این گوشیهای باهوش! بخرم اما نمیدانستم دنیایشان دست کیست. راه افتادم توی چندتا از این سایتهای فارسی. داشتم مطالب کاربران و صاحبان سایتها را میخواندم که ناگهان با طوفان «هست»ها مواجه شدم. آنقدر از این «هست»ها دیدم که گوشی خریدن یادم رفت و به خودم که آمدم، دیدم دارم این یادداشت را مینویسم. این جملهها فقط مشتی نمونهی خروارها خروار است:
- تنها ایرادش میشه گفت دوربین و صفحهنمایش گوشی «هست».
- کیفیت صفحهی لمسی قابلقبول «هست» و کیفیت نمایش هم بااینکه تراکم بالایی نداره، خوب «هست».
- کار باهاش راحت «هست»، قیمت خوبی داره و باتریش به نظرم از نقاط قوتش «هست».
- اندازهی صفحه به نظرم کاملا مناسب «هست».
- من تو کیفیت صفحهنمایش شک داشتم اما اصلاً شک نکنین، خیلی خوب «هست».
- برای من نهتنها مشکل نداره که خیلی عالی و خیلی حساس «هست».
- تنها مشکلی که من باهاش مواجه شدم صدای اسپیکرش «هست».
- درسته پلاستیکی «هست» ولی واقعا پلاستیک مرغوب و خوبی «هست».
و این یکی هم فقط به «هست» راضی نشده:
- یک نکتهی منفی دیگه پردازندهی این گوشی «هست» که پرمصرف «میباشد».
لحن تمام این جملهها محاورهای است، اما نحوهی استفاده از «هست» نه محاورهای است، نه رسمی؛ ظاهراً شیوهای نوین و غریب است در «نوشتار محاورهای»، البته شیوهای از محاوره که هیچ بنیبشری به آن محاوره نمیکند.
جالب اینجاست که، در همین مثالها و بسیاری نمونههای دیگر، آدمها «اغلب» همانطوری مینویسند که حرف میزنند، مثلاً «ندارد» را مینویسند «نداره» یا «میشود» را مینویسند «میشه» و بهراحتی «های غیرملفوظ» را به نوشتار محاورهای وارد میکنند اما وقتی میخواهند «است» را محاورهای کنند، ناگهان حرف زدن خودشان یادشان میرود؛ بهجای اینکه بنویسند «قیمتش خوبه»، مینویسند «قیمتش خوب هست». این شیوهی غریب حتی دامنگیر بعضی بچههای اهلنوشتن هم شده. در تمام نمونههایی که بالاتر خواندید، میشد «هست» یا «میباشد» را برداشت و «ـه» جایش گذاشت (این قاعده «اغلب» صادق است).
شاید ریشهی پیدایش این «نوشتار محاورهای» یکی این باشد که «هست»، مخصوصاً صورتهای تصریفشدهاش، مثل «هستم»، در محاوره کاربرد دارد اما «است» تصریف نمیشود و در محاورهی امروز هم بهکار نمیرود؛ مثلاً در گفتار و نوشتار رسمی میگوییم:
اینجا ایران است. ساعت سه است.
ولی در محاوره میگوییم:
اینجا ایرانه. ساعت سهئه.
همین «ـه» و «ئه» مایهی بدبختی شده؛ آدمها از نوشتن «ـه» یا «ئه» میترسند یا بهنظرشان عجیب میآید. وقتی خود کلمه هم به های غیرملفوظ ختم شود که واویلا؛ مردم میگویند «ساعت سهئه» اما خجالت میکشند بنویسند «ساعت سهئه». ظاهراً برای ما آنقدر فاصلهی محاوره و نوشتار زیاد شده و در نظام آموزشیمان آنقدر محاورهای نوشتن مهجور مانده که دیگر میترسیم زبان محاورهمان را همانطور که هست بنویسیم.
پانوشت: اصلاً دربارهی غلط یا درست بودن کاربرد «هست» بهجای «است» حرف نمیزنیم چون، در خیلی موارد، «هست» بهدرستی جای «است» مینشیند و کارکرد ویژه دارد. البته «است» و «هست» شبیهاند ولی یکی نیستند زیرا «است» همیشه فعل ربطی است اما «هست» گاهی کارکرد فعل ربطی دارد و گاهی ندارد. اما فعلاً اینها اهمیتی ندارد؛ فعلاً فقط حرف این است که وقتی بیتکلف و محاورهای مینویسید، لطفاً حرف زدن خودتان یادتان نرود.
۱۳۹۲ شهریور ۵, سهشنبه
۱۳۹۲ تیر ۲۴, دوشنبه
۹۷۷. هماهنگی گفتار و نوشتار در دفاع از اسمایلی
برای نشان دادن خنده ننویسید «هاهاها...»، مگر همان شکلک :)) چه عیبی دارد؟ مگر برای نشان دادن گریه مثلا مینویسید «هقهقهق...»؟ نه! این را میگذارید :(( تازه، بسته به اندازهی خوشحالی یا ناراحتیتان، پرانتزها را هم کموزیاد میکنید. اصلا اینها به کنار، غیر از آدمبدهای کارتونی و فانتزی، چه کسی را سراغ دارید که موقع خندیدن صدای «هاهاها...» از خودش دربیاورد؟
۱۳۹۱ دی ۱۹, سهشنبه
۱۳۹۱ دی ۳, یکشنبه
۹۳۶. تأملاتی درباب آجر
«پاره آجر» اصطلاحی در بنّاییست اما «آجر پاره» جزء ادبیات کودک است و در جواب «آره» میآید
۱۳۹۱ مهر ۸, شنبه
۹۱۶. ژارگون زندگی
کلمهها فقط کلمه نیستند. کلمهها دنیا را میسازند؛ مثلا، بگویی «کمرم درد میکنه» تا بگویی «اسپاسم عضلانی کمر دارم»، تومنی دو زار فرق دارد
۱۳۹۱ شهریور ۴, شنبه
۱۳۹۱ مرداد ۲, دوشنبه
۱۳۹۱ تیر ۲۲, پنجشنبه
890 - وجه وصفی در پختوپز
ابتدا بادمجان را شسته، پوست گرفته، خرد کرده، سرخ نموده، خورده، رفته و هنوز به خانه برنگشته است...
منبع: شبنشینی رفقا
۱۳۹۱ تیر ۵, دوشنبه
883 - زبان بیزبانی
آیا میدانید؟ اینکه فارسی را با لهجهی انگلیسی و با کلمههای انگلیسی صحبت میکنید، تاثیری در نمرهی آزمون زبانتان ندارد
۱۳۹۱ خرداد ۱, دوشنبه
۱۳۹۱ اردیبهشت ۳۰, شنبه
۱۳۹۱ فروردین ۱۴, دوشنبه
843 - کمی دربارهی رسمالخط فارسی
یکی از غلطهای املایی که جا افتاد «پَ نه پَ» بود که درستش میشد «پَه نَه پَه». حالا به این بهانه، یادآوری چند نکته:
در املای فارسی، کلمهای که به مصوت کوتاه کسره و فتحه ختم شود، «ه/ـه» میگیرد، مثلا:
برای کسره: خانه، میکده، نامه، سمانه، قورباغه
برای فتحه: نه، په (شکل گفتاری «پس»)
کلمهای هم که به مصوت کوتاه ضمه ختم شود، «و» میگیرد، مثل: کماندو، پادو، رو (شکل گفتاری «را»)
خلاصهاش اینکه در املای فارسی، کلمهای نداریم که آخرین حرفش فتحه، کسره یا ضمه باشد
پن۱: این حرفها دربارهی واژههایی درست است که «مصوت کوتاه» جزء خود کلمه باشد؛ مثلا، در عبارت «کتابِ من» کسره جزء «کتاب» نیست و «کسرهی اضافه» است، پس نباید نوشت «کتابه من» اما در عبارت «خانه من» کسره جزئی از «خانه» است و به همین خاطر، مینویسیم: «خانه»، نه «خان ِ»
پن۲: در فارسی گفتاری، به جای «است»، «کسره» میآید: این کتاب من است/این کتاب منه (املای غلط: این کتابه منه). در این حالت هم بنا به عرف، به جای «کسرهی جانشین است»، «ه/ـه» میآید
در املای فارسی، کلمهای که به مصوت کوتاه کسره و فتحه ختم شود، «ه/ـه» میگیرد، مثلا:
برای کسره: خانه، میکده، نامه، سمانه، قورباغه
برای فتحه: نه، په (شکل گفتاری «پس»)
کلمهای هم که به مصوت کوتاه ضمه ختم شود، «و» میگیرد، مثل: کماندو، پادو، رو (شکل گفتاری «را»)
خلاصهاش اینکه در املای فارسی، کلمهای نداریم که آخرین حرفش فتحه، کسره یا ضمه باشد
پن۱: این حرفها دربارهی واژههایی درست است که «مصوت کوتاه» جزء خود کلمه باشد؛ مثلا، در عبارت «کتابِ من» کسره جزء «کتاب» نیست و «کسرهی اضافه» است، پس نباید نوشت «کتابه من» اما در عبارت «خانه من» کسره جزئی از «خانه» است و به همین خاطر، مینویسیم: «خانه»، نه «خان ِ»
پن۲: در فارسی گفتاری، به جای «است»، «کسره» میآید: این کتاب من است/این کتاب منه (املای غلط: این کتابه منه). در این حالت هم بنا به عرف، به جای «کسرهی جانشین است»، «ه/ـه» میآید
۱۳۹۰ بهمن ۲۳, یکشنبه
۱۳۹۰ دی ۲۵, یکشنبه
805 - ترجمهناپذیری
مبانی «هویتساز» هر زبان بخشهای «ترجمهناپذیر» آن زبان است؛ مثلا، در زبان فارسی، عبارات «پت و پهن»، «پک و پوز»، «زر و پر»، «شر و ور»، «کت و کلفت»، «زلم زیمبو»، «دنگ و فنگ»، «انتر منتر» و «چپل چلاق» این وظیفه را عهدهدار هستند
۱۳۹۰ دی ۱۲, دوشنبه
800 - ابهام واضح و وضوح مبهم
«چندش» یکی از مبهمترین و همینطور واضحترین کلمات زبان فارسیست. به عبارت دیگر، «چندش» به صورتی کاملا واضح، به یکی از مبهمترین احساسهای انسان اشاره میکند
۱۳۹۰ دی ۲, جمعه
796 - معجزهی شوخی ۲
ملاک تسلط بر یک زبان این نیست که بتوانید به آن زبان، مقاله بنویسید یا بهراحتی صحبت کنید یا حرفهای مردم کوچه و بازارش را بفهمید؛ ملاک تسلط آن است که بتوانید به آن زبان «شوخی» کنید
معجزهی شوخی ۱
معجزهی شوخی ۱
اشتراک در:
پستها (Atom)
