به عقیدهی هگل، «کار» عملی اجتماعی و مدنی است. بر این اساس، بیکاری و لم دادن عالیترین شکل نافرمانی مدنی محسوب میشود
۱۳۹۰ شهریور ۸, سهشنبه
۱۳۹۰ شهریور ۶, یکشنبه
748 - ترجمههای «غمگین»
واژهی «Sad» چند معادل فارسی دارد با معانی متفاوت: غمگین، غمانگیز، تأسفآور و... . به علاوه در انگلیسی، چنین ساختاری داریم:
«It is sad to...»
مثلا میگویند:
«It is sad to be alone»
گاهی در فارسی، این ساختار به اشتباه، این طور ترجمه میشود:
«تنها بودن غمگین است»
«Sad» به معنی «غمگین» (دارای غم) نیز هست اما در این ساختار، بیشتر به معنی چیزی است که «سبب غم» میشود. پس، ترجمهی درست آن است که بگوییم:
«تنهایی غمانگیز است»
یا به تناسب متن، برای ترجمهی آزادتر، میشود گفت:
«تنهایی غم میآورد»
«تنها بودن غمگین است»
«Sad» به معنی «غمگین» (دارای غم) نیز هست اما در این ساختار، بیشتر به معنی چیزی است که «سبب غم» میشود. پس، ترجمهی درست آن است که بگوییم:
«تنهایی غمانگیز است»
یا به تناسب متن، برای ترجمهی آزادتر، میشود گفت:
«تنهایی غم میآورد»
۱۳۹۰ شهریور ۴, جمعه
747 - مزایای ازدواج
ازدواج کلا چیز خوبی است، اولش با ماه عسل شروع میشود و آخرش هم آدمها میشوند عصای دست و مونس تنهایی همدیگر. تنها مشکل فقط همان چهل سالِ بین این دو دوره است
۱۳۹۰ شهریور ۱, سهشنبه
746 - قربانیان باارزش، قربانیان بیارزش
بزرگترین فاجعهی زندگی تنهایی و گرسنگی و بیعشقی و اسارت و تشویش و بیماری نیست؛ بزرگترین فاجعه آن است که «ارزش خبری» نداشته باشی
۱۳۹۰ مرداد ۲۹, شنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۶, چهارشنبه
744 - بحثهای خانوادگی
- چرا منو دنیا آوردی؟
- عزیزم، فکر کردم تو زندگی، یه زیباییهایی هست که تو هم باید تجربهشون کنی
- پس اگه من فکر کنم تو زندگی، یه زشتیهایی هست، که نباید تجربهشون کنی، میتونم بکشمت؟
- لابد
- عزیزم، فکر کردم تو زندگی، یه زیباییهایی هست که تو هم باید تجربهشون کنی
- پس اگه من فکر کنم تو زندگی، یه زشتیهایی هست، که نباید تجربهشون کنی، میتونم بکشمت؟
- لابد
۱۳۹۰ مرداد ۲۵, سهشنبه
743 - آزمون دانشکدهی ملوانی
آمار مشخصی وجود ندارد اما تا کنون حدود چند صد میلیون نوع جانور وجود داشته که نسل اغلبشان منقرض شده و در زمان حاضر، تنها حدود پنج میلیون نوع جانور باقی مانده است. حالا اگر بخواهیم یک کشتی بسازیم و از همهی این انواع یک جفت را سوارش کنیم، چقدر چوب نیاز داریم؟
ایده از Ricky Gervais
۱۳۹۰ مرداد ۲۳, یکشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۲۰, پنجشنبه
741 - یاد-داشتهایی برای فراموش شدن
آدمها بیشتر حرف میزنن و کمتر مینویسن چون حرفها باد هوان و فراموش میشن اما نوشتهها باقیان، اصلا برای همین به نوشتهها میگفتن: «یادداشت». همهی این حرفها درست بود تا وقتی که توییتر و فیسبوک اختراع شد
۱۳۹۰ مرداد ۱۷, دوشنبه
۱۳۹۰ مرداد ۱۵, شنبه
اکانتمو دزدیدن
من هی گفتم اینا دستشون تو یه کاسهاس، هی گفتین نه. چند روزه که اکانت گوگل بنده بسته یا همون Anonymous شده. در پی مذاکرات با امپریالیسم گوگل، مشخص شد که انگار نمیخوان اکانت رو برگردونن، چرا؟ معلوم نیست. خلاصه اگه دیگه تو گودر ندیدیمتون، دیدار به قیامت
پن: همهی کارهای اولیه رو کردم و اکانت باز نشد. اگه کسی ترفند و حقه و جادو و جمبلی بلده، بسمالله
پن: همهی کارهای اولیه رو کردم و اکانت باز نشد. اگه کسی ترفند و حقه و جادو و جمبلی بلده، بسمالله
۱۳۹۰ مرداد ۱۳, پنجشنبه
739 - شعر ویراسته
من کیستم؟
مجبورم من
مجبورم بعد از عبارت قیدی، ویرگول بگذارم
مجبورم نیمفاصله را رعایت کنم
و دوست دارم یای نکره را به جای صفت، به موصوف بچسبانم
من باید فرق این " " با این « » را بدانم
باید به جای معلمین، بگویم معلمان
به جای محققین، محققان
باید بدانم که ویرگولِ بعد از موصول
همچون بنگِ بعد از باده است
لازم نیست شما اینها را بدانید
هرچه باشد، من از «اشتباه» شما زندگی میگذارنم
من
ویراستارم
مجبورم من
مجبورم بعد از عبارت قیدی، ویرگول بگذارم
مجبورم نیمفاصله را رعایت کنم
و دوست دارم یای نکره را به جای صفت، به موصوف بچسبانم
من باید فرق این " " با این « » را بدانم
باید به جای معلمین، بگویم معلمان
به جای محققین، محققان
باید بدانم که ویرگولِ بعد از موصول
همچون بنگِ بعد از باده است
لازم نیست شما اینها را بدانید
هرچه باشد، من از «اشتباه» شما زندگی میگذارنم
من
ویراستارم
اشتراک در:
پستها (Atom)