شنبه ۲۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

498 - عضو شریف

همیشه زیر لب می‌خواند: "بنی آدم اعضای یکدیگرند"
و این گونه بود که همه ...ــمش بودند

جمعه ۲۶ فوریهٔ ۲۰۱۰

چهارشنبه ۲۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

شنبه ۲۰ فوریهٔ ۲۰۱۰

494 - تقدم نظریه بر مشاهده

زیباترین و زشت‌ترین چیزها در گرگ و میش میان شب و روز دیده می‌شوند، آن هنگام که نیمی را چشم می‌بیند و نیمی را خیال

پنجشنبه ۱۸ فوریهٔ ۲۰۱۰

سه‌شنبه ۱۶ فوریهٔ ۲۰۱۰

492 - عشق‌های پاک

اونقد عشقشون براش پاک و مقدس بود که وقتی برای اولین بار دید معشوقه‌ش رفت توالت، ترکش کرد

یکشنبه ۱۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

491 - تویـیـتـر و سنت مقاله‌نویسی

خوبیه تویـیـتـر اینه که می‌شه توش همه چیزایی رو که برامون مبهمه، بنویسیم، بعد آخرش با صداقت کامل بگیم: "که البته توضیح این مسئله در این مقال نمی‌گنجد"

جمعه ۱۲ فوریهٔ ۲۰۱۰

سه‌شنبه ۹ فوریهٔ ۲۰۱۰

یکشنبه ۷ فوریهٔ ۲۰۱۰

488 - تاملات نابهنگام 14

بچه‌ها اغلب دوست‌داشتنی‌ان چون واسه سنجیدن خوبی و بدی یه بچه هیچ ملاکی نداریم. درباره بچه که نمی‌شه دو دو تا چهار تا کرد چون بچه موظف نیست (و اصلا نمی‌تونه) خودش چیزی رو به دست بیاره یا از دست بده. بچه یه سری حقوق داره بدون این که هیچ تکلیفی داشته باشه، واسه همین نمی‌شه تنبیهش کرد و ازش متنفر شد؛ اصلا انگار همچین چیزی رو نمی‌شه دوست نداشت. حالا دوست داشتن چیزی که اصلا نمی‌شه دوستش نداشت با مثلا دل دردی که از خوردن لوبیا می‌گیریم، فرقی می‌کنه؟

جمعه ۵ فوریهٔ ۲۰۱۰

487 - مسنجرهای ما

آن کس که از صورتکی زرد و خندان می‌ترسد
با چهره‌های سرخ غران چه می‌کند؟

پنجشنبه ۴ فوریهٔ ۲۰۱۰

486 - داستان راسـتــ(ـان)

یکی بود یکی نبود. یه روز یکی بود که یکی دیگه رو فقط واسه رابطه‌ی جـ.ـنـ.ـسی می‌خواست. خلاصه که واقعا آدم بدی بود و یه عمر به خوبی و خوشی با هم زندگی کردن

485 - اندرحکایت جویندگی دانش و دیگر مشقت‌ها

مرثیه‌ای در قالب مستزاد از «علی ح.»:

گفـــتم بنشینم دو سه شب درس بخوانم‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
اســـب خــــرد از گـــــنبد گردون بجــــهانم‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
گفـــتم اگر این مرتبه مشــــــــروط نگـردم‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌پیداســت که مَـردم
در دم شـــدم اخــــــراجی و دیدم نتوانـــم‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
گـ.ـوز هـمه عالـــــم به دهـان من مجــنون‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌مسکین جـــگر خـون
گفـــتم بدهــــم ...نی و نمــــره بســــتانم‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
افسوس که ...نی است خود حضرت استاد‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌از بخــــت بد ای داد
بـایـــد بــــروم پـول به پــایش بفــشــــــانم‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
پیـدا نشــود پول به جیـبم، هــنـر این است‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌شق‌القمر این است
یـک بـار دگـــــر آمــــــده‌ام درس بخــــــوانم‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
اکــنـون چه کـــنم ســــاکن تهران بزرگـــــم‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌در پنــجه‌ی گـــرگــم
خـواهـم که پس از زلزله هـم زنده بمـــــانم‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم
ای چــــــرخ فـلــک از تــو جـــز آزار نــدیــدم‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌جــــز خــــــار نچیدم
ای جـان جهـــان من ز جهــان جان بجـهانـم؟‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌گــ.ــوز ار بتــــــوانـم

چهارشنبه ۳ فوریهٔ ۲۰۱۰

484 - امید به آینده

- خب برنامت واسه آینده چیه؟
- والله اگه شد می‌خوام برم تو کار کِـیتـرینگ و تهیه غذا
- ای‌ول، آشپزی بلدی؟
- نه، ولی می‌خوام وقتی سگ میر شدم، تو گور غذای کرم بشم

دوشنبه ۱ فوریهٔ ۲۰۱۰

483 - ویندوز و حماقت‌های آن

از مایکروسافت احمق‌تر داریم؟ کجای دنیا دیدین که واسه خاموش کردن یه چیز استارت بزنن؟