۱۳۹۰ تیر ۵, یکشنبه

725 - تکنیک‌های تبلیغاتی

تبلیغات بیشتر هوش می‌خواد تا پول؛ اگه روی قوطی بنویسی «مخلوط سویا و آب و رب گوجه»، سگ طرفش نمی‌ره اما اگه بنویسی «مایه‌ی ماکارونی و لازانیا»، کلی خواهون پیدا می‌کنه

۱۳۹۰ تیر ۲, پنجشنبه

724 - مجری‌های مهوع

[لبخند]
به این بخش خبری خوش آمدید
[لبخند]
دیروز، در تظاهرات اعتراضی مردم، هشت نفر کشته شدند
[لبخند]
خبر می‌رسد که تعدادی از زندانیان سیاسی دست به اعتصاب غذای نامحدود زده‌اند
[لبخند]
[...]

۱۳۹۰ خرداد ۳۰, دوشنبه

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

722 - منفردباوری

فرد
فردِ منفرد
فرد منفردِ میانه‌ی انفرادی
فرد منفردِ میانه‌ی قبر
فرد منفردِ میانه‌ی جمع
فرد منفردِ در رأس
فرد منفردِ در قعر
فرد منفردِ تک
این است روایت «خودکامگی» از «فردباوری»

۱۳۹۰ خرداد ۲۰, جمعه

720 - انواع نفهمیدن

زمانی شاملو گفته بود: «سخت است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن پول می‌گیرد.» راست هم گفته بود بنده‌ی خدا ولی انگار این جمله حالت بدتری هم دارد: «محال است فهماندن چیزی به کسی که برای نفهمیدن آن حتی پول هم نمی‌گیرد.»

۱۳۹۰ خرداد ۱۸, چهارشنبه

۱۳۹۰ خرداد ۱۵, یکشنبه

۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

717 - رنج، لذت، خلاقیت

انسان در مواجهه با خشونت، ترس، اضطراب، شرارت، تشویش و مانند اینها دو احساس متضاد دارد: رنج و لذت. انسان از تماشای «ناخوشی‌ها» رنج می‌برد. رنج واکنش اول است اما فرد ناگهان درمی‌یابد که از «مواجهه با ناخوشی‌ها» لذت نیز می‌برد؛ مانند، لذتی که از خواندن یا تماشای «تراژدی» حاصل می‌شود
این لذت و رنج اگر «در تناسب» باشند، هر دو باقی می‌مانند؛ یعنی، اگر رنج بیش از حد باشد، لذت از میان می‌رود و اگر لذت از اندازه خارج شود، رنج فراموش می‌گردد. در واقع، منظور از «تناسب میان رنج و لذت» حالتی است که مرز میان این دو مبهم می‌شود. جالب اینجاست که گویی، عنصر مبهمی مانند «خلاقیت» در «تناسب میان رنج و لذت» پدید می‌آید؛ به بیان دیگر، رنج و لذتِ بیش از حد «خلاقیت» را کور می‌کند

۱۳۹۰ خرداد ۱۱, چهارشنبه

716 - مغالطه‌ی «تغییر موضع» یا «حرف من این نبود»

تقریبا همه‌ی ما این مغالطه را به کار می‌بریم: «مغالطه‌ی تغییر موضع». شما حرفی می‌زنید و طرف مقابل انتقاد می‌کند اما شما به جای پاسخ به انتقاد، آگاهانه یا ناآگاهانه، موضع‌تان را جوری عوض می‌کنید که انتقاد طرف مقابل وارد نباشد؛ مثلا:
موضع اول: تنها خواسته‌ی من اجرای بی‌تنازل قانون اساسی است
انتقاد: ولی در خود قانون، راه‌های دور زدن قانون وجود دارد
تغییر موضع: درست، «نه، منظورم این بود که» به‌هرحال، قانون بد از بی‌قانونی بهتر است

این مغالطه بسیار شایع و کاراست و می‌توان تا انتهای هر بحث و در برابر هر انتقادی، جمله‌ی «نه، منظورم این نبود...» را تکرار کرد. معمولا هم طرف مقابل میان این همه «تغییر موضع» گیج می‌شود و اصل حرف شما را فراموش می‌کند. البته در برخی موارد، این تکنیک وقتی به کار می رود که شخص در واقع موضع خاصی ندارد، صرفا چیزی می‌گوید و وقتی با انتقاد مواجه شد، راحت حرفش را کنار می‌گذارد و موضعی جدید می‌گیرد