۱۳۹۰ خرداد ۱۳, جمعه

717 - رنج، لذت، خلاقیت

انسان در مواجهه با خشونت، ترس، اضطراب، شرارت، تشویش و مانند اینها دو احساس متضاد دارد: رنج و لذت. انسان از تماشای «ناخوشی‌ها» رنج می‌برد. رنج واکنش اول است اما فرد ناگهان درمی‌یابد که از «مواجهه با ناخوشی‌ها» لذت نیز می‌برد؛ مانند، لذتی که از خواندن یا تماشای «تراژدی» حاصل می‌شود
این لذت و رنج اگر «در تناسب» باشند، هر دو باقی می‌مانند؛ یعنی، اگر رنج بیش از حد باشد، لذت از میان می‌رود و اگر لذت از اندازه خارج شود، رنج فراموش می‌گردد. در واقع، منظور از «تناسب میان رنج و لذت» حالتی است که مرز میان این دو مبهم می‌شود. جالب اینجاست که گویی، عنصر مبهمی مانند «خلاقیت» در «تناسب میان رنج و لذت» پدید می‌آید؛ به بیان دیگر، رنج و لذتِ بیش از حد «خلاقیت» را کور می‌کند