۱۳۹۰ مرداد ۸, شنبه

738 - اندر دشواری شوخی

حرف جدی رو همیشه می‌شه زد اما شوخی بیشتر شبیه شیر یا مثلا، سالاد الویه‌اس: قبل از مصرف، باید حتما به تاریخ تولید و انقضاش دقت کنی

۱۳۹۰ مرداد ۵, چهارشنبه

737 - صنعت تبلیغ و مهندسی رضایت

یکی بود، یکی نبود. روزی، روزگاری، یه شعار قدیمی بود که می‌گفت: «مال بد بیخ ریش صاحابش». این شعار رو همه قبول داشتند تا اینکه یه شعار جدید اومد: «وقتی هزار تومن داری، صد تومنش رو خرج تولید کن، با نهصد تومن بقیه‌ش مردم رو مجاب کن که ده‌هزار تومن واسه تولید خرج کردی»

۱۳۹۰ مرداد ۳, دوشنبه

736 - درباره‌ی مد و تابعیت

انگار آدم دوست داره از همه چی، حتی از مرگ، «مد» و «ژست» درست کنه
مردن تو ۲۷ سالگی، اواخر دهه‌ی ۶۰ و اوایل ۷۰، با مرگ برایان جونز و جیمی هندریکس رو زبون‌ها افتاد و آخریش، تا این تاریخ، اِمی واین‌هاوس بوده که یکی دو روز پیش، خودشو به کشتن داد
فرقی نداره کی باشی؛ وقتی تو ۲۷ سالگی می‌میری، شک می‌کنم که بیشتر از اینکه از رنج جوونی یا ترس پیری مرده باشی، از شوق پیوستن به کلوب ۲۷* خودتو به مردن دادی و اگه اینجور باشه، دیگه فرقی با یه تاپ‌مدل احمق بزک‌دوزک‌شده نداری؛ جفت‌تون می‌شین تابع، تابع مد، فقط تعریف‌تون از مد فرق داره و حاضرین جونتون رو بدین تا طبق مد باشین

توضیح واضحات: «تابع مد بودن» یعنی حماقت، نه چون «مد» احمقانه‌س، چون «تابع بودن» احمقانه‌س
پ‌ن: کلوب ۲۷ رو ببینید

۱۳۹۰ مرداد ۲, یکشنبه

۱۳۹۰ تیر ۲۸, سه‌شنبه

733 - فرهنگ شماره‌گیری

ببین، بیا یه بار برای همیشه قضیه رو حل کنیم: وقتی «من» به موبایلت زنگ می‌زنم و خط قطع می‌شه، بعدش، «من» دوباره بهت زنگ می‌زنم. اگه تو هم به من زنگ بزنی، می‌شیم دو تا احمق که می‌خوان با هم حرف بزنن اما خط همدیگه رو مشغول کردن

۱۳۹۰ تیر ۲۳, پنجشنبه

732 - بت‌وارگی فقر

وقتی آدمی می‌بینی که در فقر دست و پا می‌زند، هر فقری، بیش از آنکه فقرش را حس کنی، دلسوزی‌ات را حس می‌کنی. فقر چیز کثیفی است - نه چون فقیر زندگی را سخت می‌گذراند - چون فقر آدم‌ها را شیء می‌کند: اشیائی برای دلسوزی

۱۳۹۰ تیر ۲۰, دوشنبه

731 - جین و مستراح وطنی

حسن تقی‌زاده* می‌گفت که «باید از نوک پا تا فرق سر فرنگی شویم»، جلال آل‌احمد* هم متهمش می‌کرد به «غرب‌زدگی». ولی خب حرف تقی‌زاده خیلی هم پرت نبود؛ به هر حال، وقتی چیزی را از فرهنگی دیگر عاریه می‌گیری، باید لوازم فرهنگی‌اش را هم وارد کنی وگرنه به بدبختی می‌خوری؛ مثلا، یکی از سخت‌ترین کارها این است که با «شلوار جین» بنشینی روی «توالت ایرانی»

۱۳۹۰ تیر ۱۶, پنجشنبه

730 - اسطوره‌ی صداقت

یکی از چیزایی که آدم باید متوجهش بشه اینه که «صداقت» چاره‌ی همه‌ی مشکلات نیست یعنی، اصلا اونقدرها چیز مهمی نیست؛ «صداقت» هدف نیست، وسیله‌اس. چیزایی مثل «اعتماد» یا «صداقت» قراره «دیالوگ» و «فهم متقابل» ایجاد کنن. وقتی امکان دیالوگ و فهم دوطرفه وجود نداشته باشه، صرف صادق بودن ارزشی نداره

بی‌ربط: جدیدا کسی واسه باز کردن وبلاگ به مشکل خورده؟

۱۳۹۰ تیر ۱۴, سه‌شنبه

729 - هم شرقی، هم غربی

دقت کردین؟ این قضیه‌ی «آزار و اذیت جنسی» توی غرب، یه چیزیه تو مایه‌ی «اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومیِ» خودمون

۱۳۹۰ تیر ۱۱, شنبه

728 - لئنط به علفبا

ما برای صداهای کاملا مشابه، حروف مختلف داریم
برای این صدا ۲ تا حرف داریم: ت، ط
برای این ۲ تا: هـ، ح
برای این ۲ تا: ق، غ
برای این ۲ تا: ء، ع
برای این ۳ تا: ث، س، ص
و برای این ۴ تا: ز، ذ، ض، ظ
این یعنی:
«شیشه» رو نمی‌شه غلط نوشت
«دوغ» رو می‌شه ۱ جور غلط نوشت
«غلط» رو می‌شه ۳ جور غلط نوشت
«دست» رو می‌شه ۵ جور غلط نوشت
«اینترنت» رو می‌شه ۷ جور غلط نوشت
«سزاوار» رو می‌شه ۱۱ جور غلط نوشت
«زلزله» رو می‌شه ۱۵ جور غلط نوشت
«ستیز» رو می‌شه ۲۳ جور غلط نوشت
«احتذار» رو می‌شه ۳۱ جور غلط نوشت
«استحقاق» رو می‌شه ۹۵ جور غلط نوشت
و «اهتزاز» رو می‌شه ۱۲۷ جور غلط نوشت!

واغئن چتوری شد که ماحا طونصطیم دیکطه یاد بگیریم!؟