پنجشنبه ۲۸ اکتبر ۲۰۱۰

632 - محاورات بقالی

- بستنی شکلاتی دارین؟
- آره...
[سه ثانیه بعد]
- آقا این که شکلاتی نیست
- چرا، همه چی توش هست، شکلات، کارامل، بادوم زمینی...
- نه، شکلاتی باشه فقط
- خب شکلاتیه
- نه، آخه این غیر شکلات، چیزای دیگه هم داره
- خب شکلاتشو می‌خوای؟
- بله، دارین؟
- همین شکلاتیه
- نه آخه این غیر شکلات... شکلاتی نیست اصن
- چرا، خوشمزه‌س
- ...!

سه‌شنبه ۲۶ اکتبر ۲۰۱۰

631 - گزین‌گویه‌ها 12

برای طرد جهانی که احساس می‌کنیم نادرست است، لازم نیست حتما پایانی خوش را وعده دهیم

جان هالووِی
"تغییر جهان بدون کسب قدرت"

جمعه ۲۲ اکتبر ۲۰۱۰

629 - جنگ و سکس

سراسر تاریخ، انسان دو چیز را بیش از همه تقبیح کرده: جنگ و سکس، و سراسر تاریخ، به هیچ چیز بیش از این دو مشغول نبوده است

چهارشنبه ۲۰ اکتبر ۲۰۱۰

628 - راسل و نظریه‌ی وصف‌های خاص

یک منبع آگاه، ۴۱ ساله، فرزند احمد، به شماره شناسنامه‌ی ۶۴۴ و کد ملی ۱۲۳۹۸۰۰۳۴۹، متاهل، دارای سه فرزند، فارغ‌التحصیل مهندسی مکانیک در ۱۳۷۳ از دانشگاه آزاد قزوین، شاغل در شرکت صباگستر شرق، ساکن تهران، خیایان وثوقی، کوچه‌ی پنجم، پلاک ۱۲، واحد ۳ که نخواست نامش فاش شود، گفت...

دوشنبه ۱۸ اکتبر ۲۰۱۰

627 - فلسفه‌ی حقوق ۲

آیا می‌دانستید حقوق جزا یا همان حقوق کیفری* یعنی حق "قانونی" حکومت‌ها برای اعمال "خشونت"؟

+

پنجشنبه ۱۴ اکتبر ۲۰۱۰

628 - طرز تهیه‌ی هالیوود

۱. چند تا آدم خوب هست، چند تا بد، بعد بدها کم کم می‌فهمن که خوب‌ها خوبن ولی رئیس بدها اینو نمی‌فهمه
۲. یه کار خیلی مهم هست که فقط از عهده‌ی چند نفر برمیاد که هر کدومشون یه گوشه‌ای گم و گورن، بعد دور هم جمع می‌شن و اون کار مهم رو انجام می‌دن
۳. یه مامور خیلی حرفه‌ای هست که شغلش خیلی مهمه ولی خونواده‌ش رو هم خیلی دوست داره
۴. یه خطر خیلی بزرگ جهان یا کلا یه چیزی رو تهدید می‌کنه که یه عده میان و برطرفش می‌کنن
۵. یه قهرمان قدیمی ناامید هست که خیلی ناامیده، بعد می‌فهمه که در ناامیدی بسی امیده و دوباره قهرمان می‌شه
۶. یه نفر هست که هیشکی حتی خودشم نمی‌دونه که خیلی بااستعداده، بعد یکی می‌فهمه که این یارو بااستعداده، بعد بقیه هم می‌فهمن
۷. چند تا پسر و دختر دور همن که یه سری مشکلات دارن ولی کلا بد نمی‌گذره بهشون
۸. یه نفر توی گذشته‌ش یه سری اتفاقا افتاده که تو ذهنش مونده ولی بعد می‌فهمه که گذشته‌ها گذشته و حرکت می‌کنه به سمت آینده
۹. یکی عاشق یکی دیگه می‌شه، بعد بهش نمی‌رسه، بعد بهش می‌رسه

این حالت‌ها می‌شه که یه کم ترکیب بشه و تو فضای فانتزی یا واقعی اتفاق بیفته. در آخر، با افزودن ران و سینه به مقدار دلخواه، هالیوود ما آماده‌س

سه‌شنبه ۱۲ اکتبر ۲۰۱۰

627 - توصیف مینیمال

به یکی می‌گن باید از روی یه مانع دو بار بپری؛ دفعه‌ی اولش هر قدر دلت خواست برو عقب ولی دفعه‌ی دوم فقط می‌تونی یه متر دورخیز کنی؛ واسه اینه که مینیمال‌نویسی سخته

شنبه ۹ اکتبر ۲۰۱۰

625 - مجری متفاوت

بینندگان عزیز! توجه شما را از قسمت بعدی برنامه پرت می‌کنم...

[جیغ می‌زند و با جر دادن یقه، شیشکی می‌کشد]

شنبه ۲ اکتبر ۲۰۱۰

622 - آگهی گمشده از منظر مفقود

اینجانب چند سال پیش از خانه خارج شده‌ام و تا کنون خبری از من نشده است؛ فحش گذاشتم واسه اونی که به فک و فامیل آمارمو بده