پنجشنبه ۳۰ سپتامبر ۲۰۱۰

621 - کل‌گرایی، آشپزی و مسئله‌ی روح قومی

اونایی که می‌گن: "تک تک آدما اگه درست باشن، جامعه هم درست می‌شه"، همونایی‌ان که فکر می‌کنن اگه سبزی تازه و گوشت و لوبیا و نمک رو بریزی تو قابلامه‌ی آب جوش، قرمه‌سبزی از توش در میاد

چهارشنبه ۲۹ سپتامبر ۲۰۱۰

620 - چرخش آزاد اطلاعات

بر اساس ابلاغیه‌ی مرکز امور اصناف و بازرگانان: آموزش کتاب فقهی "المکاسب" شرط دریافت جواز کسب شد. * از نتایج احتمالی این طرح:

- پاسخ به سوالات شرعی توسط احمدآقا سوپری
- جاری کردن صیغه‌ی عقد در تعمیرگاه‌های مجاز کرمان خودرو
- بررسی آراء صفدر کله‌پز در باب مغازله‌ی دهانی
- شرح حسین شاطر بر مقدمه‌ی غلام لحاف‌دوز درباره‌ی شرایط خیار عقد مستهلکه
- آب توبه رسید
- احتجاجات ژیار گل در باب معامله و پاسخ شبهات توسط حسن‌آقا پینه‌دوز
و احتمالا بعد از یه مدت:
- بندکشی ساختمان توسط حجه‌الاسلام سید محمد خاتمی

با رخصت از
حسین نوروزی

یکشنبه ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۰

618 - سیاه‌چال

اون ضرب‌المثل قدیمی شد دیگه؛ الان یه دیوونه یه مشت عاقل رو می‌ندازه تو چاه، کسی هم درشون نمیاره

شنبه ۲۵ سپتامبر ۲۰۱۰

617 - وسواس همچون مهارت

معمولا میزان وسواس و دقت زیادی تو کارها، رابطه‌ی معکوس داره با میزان تجربه و مهارت آدم تو انجام اون کار؛ از این دست، می‌شه به گوجه خورد کردن مرد‌ها و لامپ عوض کردن زن‌ها اشاره کرد

پنجشنبه ۲۳ سپتامبر ۲۰۱۰

616 - بچه‌های جنگ و قطعنامه‌ی ۵۹۸

چقدر آموزنده بود! وقتی کلمه‌ی "قطعنامه" و عدد "۵۹۸" رو یاد گرفتیم، نه دیکته‌ی "قطعنامه" رو بلد بودیم، نه می‌تونستیم تا ۵۹۸ بشماریم

چهارشنبه ۲۲ سپتامبر ۲۰۱۰

615 - ...و جنگ سی‌ساله شد

عکاسی که ناب‌ترین لحظه را از اعدام تصویر کرده است؛ نقاشی که شکنجه‌های جانفرسای را به رنگ آمیخته یا آهنگسازی که سیاه‌ترین "ناامیدی‌های خاموش" را به صوت در‌آورده؛ همگی، تصویرگران زیبای زشتی، هنرمندان برزخی‌اند؛ نمی‌توانی تصمیم بگیری که زیبایی‌شان در زشتی‌شان نهفته است یا زشتی‌شان در زیبایی. اینان، خواسته یا ناخواسته، برزخی می‌آفرینند از زشتی و زیبایی که نه می‌خواهی و نه می‌توانی از آن بگریزی

پ‌ن: بی‌شک، جهانگیر رزمی مصداق هنرمندانی این‌چنینی‌ست *
پ‌ن: "ناامیدی‌ خاموش" بخشی از ترانه‌ی "زمان" است، از پینک فلوید *

دوشنبه ۲۰ سپتامبر ۲۰۱۰

614 - تابوهای یک پشه

آخه تو خیابون هم پشه هست ولی فقط تو خونه آدمو نیش می‌زنن. احتمالا نیش زدن واسه پشه‌ها یه چیزیه شبیه لـخـت شدن واسه آدما

چهارشنبه ۱۵ سپتامبر ۲۰۱۰

611 - نعل، حقوق بشر و صدق فراسیستمی

می‌گن نعل خوش‌شانسی میاره. داستان اون یارو رو احتمالا شنیدین که یه نعل آویزون کرده بود در خونه‌ش؛ رفیقش گفت:
- این چیه؟ تو که به نعل و شانس و این چیزا اعتقاد نداری
- آره، ولی نعل واسه اونایی که بهش اعتقاد ندارن هم خوش‌شانسی میاره
حالا "حقوق بشر" هم مثه نعل می‌مونه؟ یعنی مثلا می‌شه بریم یه کمپین حقوق بشری ثبت کنیم واسه دفاع از حقوق اونایی که حقوق بشرو قبول ندارن؟

سه‌شنبه ۱۴ سپتامبر ۲۰۱۰

610 - آهنگی عاشقانه یا خودآموز جَویدن گیتار الکتریک

آهنگ عاشقانه به چه آهنگی می‌گن؟ که خشن باشه؟ ملایم باشه؟ خاطره‌های خوب رو زنده کنه؟ تو چشمات اشک جمع کنه؟ یا مثلا باهاش سرتو از پنجره بکنی بیرون، داد بزنی: "دوسِت دارم"؟ یا سرتو از پنجره بکنی بیرون، داد بزنی: "بمیر کثافت"؟ یا سرتو از پنجره نکنی بیرون و خیره بشینی و پوزخند بزنی؟ یا پوزخند هم نزنی؟ یا بعضی از این چیزا به اضافه‌ی یه سری چیزای دیگه؟ یا این که اصلا با گفتن عبارت "ای آقا! همه چی نسبیه"، شر قضیه رو بکنیم؟ حالا به هر حال، خوب یا بد، این یه آهنگه که تو سه دقیقه و خورده‌ای، خوب قضیه رو جمع کرده؛ اگه خواستین همین‌جا بشنوین یا دانلودش کنین

Axel Rudi Pell - Broken Heart (Guitar Version)



پ‌ن: امروز، کدئین دو ساله شد

چهارشنبه ۸ سپتامبر ۲۰۱۰

شنبه ۴ سپتامبر ۲۰۱۰

605 - زمان‌مندی و شاخ‌بازی‌های اگزیستانسیالیستی

ادامه‌ی پست قبل:
زمان «حال» یعنی چه؟ همین لحظه؟ ده دقیقه بعد «حال» نیست؟ ده دقیقه قبل چی؟ بیست دقیقه چی؟ ده روز چی؟ یک ماه؟ ده سال؟ از کجا به بعد اسمش می‌شود «آینده»؟ از کجا به قبل اسمش می‌شود «گذشته»؟ خاطرات گذشته‌اند؟ گذشته‌ها گذشته؟ نامده‌ها نیامده‌اند؟ اصلا آیا «در حال زیستن» و «بنده‌ی دم بودن» بی‌معنی‌ترین چیزی نیست که ممکن است به ذهن‌مان خطور کند؟ البته آن خدابیامرز* (طیب الله برکاته) در رساله‌اش** گفته بود: «اگر مقصود ما از جاودانگی، استمرار بی‌پایان زمان نباشد بلکه بی‌زمانی باشد، پس آن کس جاودانه می‌زید که در زمان حال زندگی می‌کند.» ولی خب از همان «اگرِ» ابتدایش پیداست که «حال او» ربطی به «حال ما» ندارد

* ویتگنشتاین