۱۳۸۹ شهریور ۱۳, شنبه

605 - زمان‌مندی و شاخ‌بازی‌های اگزیستانسیالیستی

ادامه‌ی پست قبل:
زمان «حال» یعنی چه؟ همین لحظه؟ ده دقیقه بعد «حال» نیست؟ ده دقیقه قبل چی؟ بیست دقیقه چی؟ ده روز چی؟ یک ماه؟ ده سال؟ از کجا به بعد اسمش می‌شود «آینده»؟ از کجا به قبل اسمش می‌شود «گذشته»؟ خاطرات گذشته‌اند؟ گذشته‌ها گذشته؟ نامده‌ها نیامده‌اند؟ اصلا آیا «در حال زیستن» و «بنده‌ی دم بودن» بی‌معنی‌ترین چیزی نیست که ممکن است به ذهن‌مان خطور کند؟ البته آن خدابیامرز* (طیب الله برکاته) در رساله‌اش** گفته بود: «اگر مقصود ما از جاودانگی، استمرار بی‌پایان زمان نباشد بلکه بی‌زمانی باشد، پس آن کس جاودانه می‌زید که در زمان حال زندگی می‌کند.» ولی خب از همان «اگرِ» ابتدایش پیداست که «حال او» ربطی به «حال ما» ندارد

* ویتگنشتاین