جمعه ۳۰ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

585 - شعر سپید برای شعر سپید

چرا
شعر سپید را
همیشه زیر هم
یا اینجور
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌جلو
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ و عقب
می‌نویسند؟
و چرا اگر همه‌اش را دنبال هم بنویسند نهایتا اسمش می‌شود، مثلا
نثر موزون یا نظم منثور،
نه شعر؟
چرا یکی از مولفه‌های شاعری
اسپیس زدن و اینتر زدن‌های
گاه
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌و
‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ بی‌گاه
ا
ست؟

چهارشنبه ۲۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

584 - از ایر‌بگ تا اون کولر صاب‌مرده!

ما قوم ثابت قدمی هستیم و هیچ وقت اسیر مصرف‌گرایی نشدیم چون از تاکسی‌هامون فقط به اندازه‌ی امکانات یه پیکان ۴۷ استفاده می‌کنیم

شنبه ۲۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

که همچو شام، تیره بود "بامداد" وداع

ما نیز گذشته‌ایم
چون تو بر این سیاره بر این خاک
در مجال تنگ سالی چند
هم از این جا که تو ایستاده‌ای اکنون
فروتن یا فرومایه
خندان یا غمین
سبک‌پای یا گران‌بار
آزاد یا گرفتار.

ما نیز
روزگاری
آری.

آری
ما نیز
روزگاری...

پنجشنبه ۲۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

یکشنبه ۱۸ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

580 - تو خوبی، تو نازی، فدات بشم مجازی!

ایران جاییه که دختر بودن تو دنیای واقعیش، نقطه ضعف حساب می‌شه و تو دنیای مجازیش، نقطه‌ی قوت

شنبه ۱۷ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

579 - مخالفان ازلی، موافقان ابدی

زدن حرفی که همه قبولش داشته باشن خیلی سخته و سخت‌تر از اون، زدن حرفیه که هیشکی قبولش نداشته باشه

پنجشنبه ۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

578 - برهـنگی

« [...] الان! واقعا! مشکل ما! اینه که مردم! چی می‌پوشن؟ اصلا این توهینه به مردم! [...] اتفاقا! الان! مشکل ما اینه که! مردم ما! چی نمی‌پوشن!»

سه‌شنبه ۱۳ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

577 - شوخی تاریخ

ترا‌ژدی، وقتی غبار زمان می‌گیرد، کمدی می‌شود و کمدی به مرور زمان، لوس و خنک می‌شود و این گونه است که در انتها، همه‌ی تراژدی‌ها شوخی‌هایی بی‌مزه‌اند

جمعه ۹ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

575 - به‌هنگام ناهنگام شدن

یکی از بزرگترین مشکلات زندگیت می‌تونه این باشه که مجموع ساعت‌های خواب و بیداریت به جای ۲۴ ساعت، روی ۲۵ ساعت فیکس بشه، اون وخ نسبت ساعت‌های خوابت به ساعت‌های شبانه‌روز، می‌شه مثه نسبت تقویم شمسی به قمری

سه‌شنبه ۶ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

یکشنبه ۴ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

573 - تعارف‌جات

معمولا عباراتی مثل "برو سپردمت به خدا"، شکل مودبانه‌ی همان "اگه مُردی، سگ جات" هستند

جمعه ۲ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

572 - تجری‌های دیوانی

هیچ مجوزی برای "کشتن دفعی" نباید در هیچ قانونی باشد. اصلا همیشه‌ی تاریخ، قانون نوشته شده تا ذره ذره جان آدم‌ها را بگیرد و بفرساید و برای همین، "اعدام" با روح هر قانونی در تضاد است

عنوان: بخشی از تک‌گفتار هملت

پنجشنبه ۱ ژوئیهٔ ۲۰۱۰

571 - آکروفوبیا و چتر نجات

[مکان: بالای برجی بلند]
- فکر می‌کردم از ارتفاع می‌ترسی
- نه، از ارتفاع نمی‌ترسم، از افتادن می‌ترسم