عملیترین راه برای رد نظر ایرانیهایی که با حملهی نظامی به ایران موافق اند، این است که هر شب، وقتی خوابیدند، زیر ملافهشان یک ترقهی ناقابل منفجر کنی. از کجا معلوم، شاید بعد از یکی دو ماه، کمتر خواب جنگ ببینند
۱۳۹۰ آذر ۹, چهارشنبه
۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه
787 - مدلبازی
- خب، عکاسی رو به کجا رسوندی؟
- دنبال چند تا مدل خوب میگردم
- جدی؟ میخوای نمایشگاه بذاری؟
- نه میخوام زن بگیرم
- دنبال چند تا مدل خوب میگردم
- جدی؟ میخوای نمایشگاه بذاری؟
- نه میخوام زن بگیرم
۱۳۹۰ آذر ۵, شنبه
786 - تاریخ به روایت آینده
ایرانیها قوم نژادپرستی بودند، آدمها را بر اساس غذاهایشان طبقهبندی میکردند؛ سوسمار خوردن را عیب میدانستند و کلهپاچه خوردن را افتخار
منبع: خودم و دیگران!
۱۳۹۰ آذر ۲, چهارشنبه
785 - تحریمهای هدفمند و خیارهای چینی
آمریکا، انگلیس و اتحادیهی اروپا مبادلهی خیار را با ایران تحریم کردند. اخیرا شنیده شده بود که بعضی افراد مهم و مرتبط با فعالیتهای هستهای ایران، با ناهار، سالاد شیرازی میخورند
۱۳۹۰ آذر ۱, سهشنبه
784 - توهم بیخبری
یکی از بدیهای هدفن اینه که همش فکر میکنی دور و ورت داره یه اتفاقی میفته که تو ازش خبر نداری
۱۳۹۰ آبان ۲۹, یکشنبه
783 - «زن» شدن «خرج» دارد
مدتی بود پی بهانهای بودم، یادداشتی بنویسم. بهانه را جستم، گزارشی بود در روزنامهی شرق (شمارهی ۱۳۹۶، ۲۸ آبان ۱۳۹۰) با عنوان «تغییر انگیزههای روانی کارگران جنسی». خلاصهاش این است:
از توصیفها میگذریم و میپرسیم: چرا؟
اگر نگوییم تنها عامل، مسلما یکی از عوامل اصلی چنین اتفاقی «بالا رفتن توقع از زنان» است. هم جامعه و هم خود فرد (هم زن و هم مرد) توقع بسیاری از زنان دارند. زن برای اینکه به عنوان «زن» به رسمیت شناخته شود، باید پول خرج کند. سایز پستان و باسن و مدل مو و لباس برای «زن» بودن را اگر رسما اعلام نکنند یا درگوشی نجوا میکنند یا به واسطهی اندام مدلها و مانکنها و سلبریتیها جارش میزنند.
وودی آلن لطیفهای دارد، میگوید: «از خاخام پرسیدم معنای زندگی چیست. سوالم را پاسخ داد، اما به عبری. وقتی پرسیدم اینی که گفتی یعنی چه؟ گفت پول بده تا عبری یادت بدهم.» داستان ما هم همین است. صنعت مد، لوازم آرایشی، انواع مسابقههای دختر شایسته و شوهای مختلف استعدادیابی برای «ستاره» شدن، خواسته یا ناخواسته، همه در همین امتداد هستند؛ هم «نیاز» را ایجاد میکنند، هم ارضایش میکنند. اول «زیبایی» را تعریف میکنند، بعد راه «زیبا» شدن را نشان میدهند و سپس، شما را به تلاشی پرخرج و بیانجام برای «زیبا» شدن وامیدارند.
میدانیم که بازار مد و لوازم آرایشی از پرسودترین و پرمتقاضیترین بازارهاست. یک نمونهی جالبش را میآورم و سخن را تمام میکنم. در آمریکا، همایشهای پر خرج و متنوعی دربارهی لباس، مو و آرایشگری برگزار میشود. یکی از معروفترینهاش «همایش موی بردران برانر»* است؛ سالی دو بار در آتلانتا برگزار میشود؛ ۱۲۰ هزار شرکتکننده دارد؛ ۲۸ هتل به صورت اختصاصی برای همایش رزرو میشود و هر بار حدود ۶۰ میلیون دلار پول وارد آتلانتا میکند. این همایش ۶۵ سال است که برگزار میشود (و تقریبا همسن دانشگاه تهران ماست!)
پن: البته سادهلوحیست اگر گمان کنیم این حرفها فقط در مورد زنان صدق میکند. تمامی اینها دربارهی مردان هم، به شکلی دیگر، صادق است اما چون «گزارش» دربارهی زنان بود، این یادداشت هم دربارهی زنان نوشته شد.
متن کامل گزارش شرق
گزارشی از کتاب اشلی میرز با نام «زیبایی پرهزینه»
بازار کارگری جنسی در ایران گاهی پذیرای دختران ۱۵ تا ۲۰ سالهایست که دیگر بیسواد نیستند و برای امرار معاش کار نمیکنند. دخترانی با سن کمتر و تحصیلات بالاتر وارد بازار کارگری جنسی میشوند که دیگر مهاجر و غریبه نیستند و اغلب در همان شهر ساکن اند. آنها اغلب نیازهای اساسی و اولیه زندگیشان را با شغل اول تامین میکنند و کارگری جنسی را به عنوان شغل دوم برمیگزینند تا نابرابریهای طبقاتیشان را رفع کنند و از امکانات دختران طبقهی مرفه بهرمند شوند.بدیهیست که این اتفاق مختص به ایران نیست. با گسترش ارتباطها و سیطرهی رسانهها بر زندگی مردم، این مشکل جهانی دامنگیر ایران هم شده است (به گزارش ایسنا، ۶۰ درصد مردم ایران مخاطب ماهواره اند*).
از توصیفها میگذریم و میپرسیم: چرا؟
اگر نگوییم تنها عامل، مسلما یکی از عوامل اصلی چنین اتفاقی «بالا رفتن توقع از زنان» است. هم جامعه و هم خود فرد (هم زن و هم مرد) توقع بسیاری از زنان دارند. زن برای اینکه به عنوان «زن» به رسمیت شناخته شود، باید پول خرج کند. سایز پستان و باسن و مدل مو و لباس برای «زن» بودن را اگر رسما اعلام نکنند یا درگوشی نجوا میکنند یا به واسطهی اندام مدلها و مانکنها و سلبریتیها جارش میزنند.
وودی آلن لطیفهای دارد، میگوید: «از خاخام پرسیدم معنای زندگی چیست. سوالم را پاسخ داد، اما به عبری. وقتی پرسیدم اینی که گفتی یعنی چه؟ گفت پول بده تا عبری یادت بدهم.» داستان ما هم همین است. صنعت مد، لوازم آرایشی، انواع مسابقههای دختر شایسته و شوهای مختلف استعدادیابی برای «ستاره» شدن، خواسته یا ناخواسته، همه در همین امتداد هستند؛ هم «نیاز» را ایجاد میکنند، هم ارضایش میکنند. اول «زیبایی» را تعریف میکنند، بعد راه «زیبا» شدن را نشان میدهند و سپس، شما را به تلاشی پرخرج و بیانجام برای «زیبا» شدن وامیدارند.
میدانیم که بازار مد و لوازم آرایشی از پرسودترین و پرمتقاضیترین بازارهاست. یک نمونهی جالبش را میآورم و سخن را تمام میکنم. در آمریکا، همایشهای پر خرج و متنوعی دربارهی لباس، مو و آرایشگری برگزار میشود. یکی از معروفترینهاش «همایش موی بردران برانر»* است؛ سالی دو بار در آتلانتا برگزار میشود؛ ۱۲۰ هزار شرکتکننده دارد؛ ۲۸ هتل به صورت اختصاصی برای همایش رزرو میشود و هر بار حدود ۶۰ میلیون دلار پول وارد آتلانتا میکند. این همایش ۶۵ سال است که برگزار میشود (و تقریبا همسن دانشگاه تهران ماست!)
پن: البته سادهلوحیست اگر گمان کنیم این حرفها فقط در مورد زنان صدق میکند. تمامی اینها دربارهی مردان هم، به شکلی دیگر، صادق است اما چون «گزارش» دربارهی زنان بود، این یادداشت هم دربارهی زنان نوشته شد.
متن کامل گزارش شرق
گزارشی از کتاب اشلی میرز با نام «زیبایی پرهزینه»
۱۳۹۰ آبان ۲۷, جمعه
782 - هیچکس تنها نیست (یا نمیتواند باشد)
بزرگترین مشکل شبکههای اجتماعی این است که نمیگذارند «گم و گور» شوی. موبایل هم، البته در مقیاسی کوچکتر، همین بلا را سر آدم آورده است. کلا تکنولوژی میخواهد «بهزور» آدمها را از «تنهایی» دربیاورد و آنها را جزئی از جهانی کند که ساخته است
۱۳۹۰ آبان ۲۵, چهارشنبه
781 - خرق عادت
- مشکلتون چیه شما؟
- واللا سر طاقچهی عادت بودم، فراموش شدم
- خب، واست یه نسخه مینویسم: روزی سه بار میری وسط خیابون، شلوارت رو میکنی، صدای گاو در میاری
- واللا سر طاقچهی عادت بودم، فراموش شدم
- خب، واست یه نسخه مینویسم: روزی سه بار میری وسط خیابون، شلوارت رو میکنی، صدای گاو در میاری
۱۳۹۰ آبان ۲۲, یکشنبه
780 - نسبیّت سکسیّت
وقتی میگویم «وای، چه سکسی هستی»، الزاما معنیاش این نیست که «خیلی جذابی»، شاید یعنی «آستانهی تحریک من پایین است»
۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه
779 - حرص کور
چگونه است که باور اینکه ۱۵۰ میلیون آمریکایی خود را به تنبلی زده اند، راحتتر است از قبول اینکه ۴۰۰ آمریکایی حرص پیشه کرده اند
۱۳۹۰ آبان ۱۷, سهشنبه
۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه
۱۳۹۰ آبان ۱۰, سهشنبه
776 - حماقت سلطانی
گوگلریدر تقریبا تعطیل شد و احتمالا سبب میشود تا مدتی ارتباطها ضعیف و وبلاگستان فارسی کمرونق شود؛ باید ماند و دید. این به کنار، مشکل اینجاست که جناب گوگل با اختراع گوگل+، امر کرد که آدمها به جای اسم «مجازی»، از اسم «واقعی»شان استفاده کنند وگرنه حسابشان مسدود میشود. یکی که دستش میرسد، به گوش این سلاطین مجازی برساند که مرز بین واقعیت و مجاز مدتهاست که مبهم شده. ولی خب، چه میشود کرد، سلطانها یا احمق اند یا احمق میشوند یا به نفعشان است ادای احمقها را دربیاورند
اشتراک در:
پستها (Atom)