ه‍.ش. ۱۳۸۹ آذر ۸, دوشنبه

645 - ژارگون؛ تف سر بالا

اصطلاح «ژارگون» معادل فارسی Jargon است؛ معنی‌هاش می‌شود «زبان فنی»، «دشوارگویی» و «گفتار نامفهوم». مثلا وقتی از پزشک می‌پرسید «دکتر! چمه؟» و او مثلا می‌گوید: «هایپو دازاین شما سوسپانسیون کرده»، خب چیزی نمی‌فهمید چون به زبان فنی حرف زده که به کارتان نمی‌آید. ژارگون‌گویی خیلی وقت‌ها برای اظهار فضل به کار می‌رود و طرف حرفی را که می‌تواند راحت بزند، میان اصطلاحات قلمبه می‌پیچاند؛ مثلا می‌گوید «سکولاریزاسیون یعنی تحقق سوبژکتیویته، انکار الیناسیون و مقابله با تلولوژی». گیرم حرفش درست هم باشد، پز دادنش تو ذوق می‌زند. ولی ژارگون‌نمایی اغلب، ابزاری است مفید برای پنهان کردن بی‌سوادی؛ مثلا می‌پرسی «انسان چیست؟» و طرف که اصلا جوابی ندارد، در می‌آید که: «انسان سوژه‌ی تهی برای برساختن فورمالیسم بافت‌محور است!»
حالا اینها به کنار، جالب اینجاست که خود کلمه‌ی «ژارگون» نوعی ژارگون است یعنی اصطلاحی فنی است که عموما معنی‌اش را نمی‌دانیم و وقتی در جمله‌ای از خود کلمه‌ی «ژارگون» استفاده کنیم، در واقع اسیر دشوارگویی شده‌ایم، مثل همین نوشته‌ای که دارید می‌خوانید. بازی روزگار را می‌بینید؟