ه‍.ش. ۱۳۹۱ مرداد ۱۹, پنجشنبه

۹۰۱. تأملات نابهنگام ۱۶

آن وسط هندوانه را می‌گویند «گل هندوانه». چرا اینقدر دوستش دارند؟ به چیزهایی که خیلی محبوب یا منفورند، باید شک کرد. شاید برای همین، از مد خوشم نمی‌آید، اما ضدمد بودن که مسخره‌ترست. آخر، اینها که دو روی یک سکه‌اند. به سلیقه‌ی آدم‌ها اعتماد ندارم. به سلیقه‌ی خودم هم اعتماد ندارم. سلیقه را می‌شود گول زد. سلیقه که عقل ندارد. بماند که عقل را هم می‌شود گول زد. در این جهان، هیچ چیز مستحق آن نیست که زیادی محبوب یا منفور باشد. هر چیز که زیادی محبوب یا منفور شد؛ یعنی، کسی، جایی، دارد گول می‌خورد. دست «تبلیغات» در کارست. «گل هندوانه» هم تبلیغات است. اگر بگویم گل هندوانه را دوست دارم، یعنی گول خورده‌ام. اگر بگویم گل هندوانه را دوست ندارم، یعنی گول خورده‌ام. پس اگر بگویم گول نخورده‌ام، یعنی گول خورده‌ام؟